همین که شب از راه میرسد جانی خسته طمع نوشتن میکند میپرسم هان چه خبر است چه میخواهی چه داری ....مگر نوشتن آن هم این نیمه شب با تنی خسته با کلماتی داغون فایده دارد ...؟! کسی زیباتر از من چشمهایش را بر هم میزند و به آسمان اشاره میکند ماه تمام نیست فکر میکنم چه دارد ؟ زیر لب میگویم بیش از آنکه تمام شود بگذار صدایش بزنم و با آنچه کخ هست و نیست صدایش میزنم و با همین آهنگ دلم آرام میگیرد .
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۲/۰۴ ساعت 22 توسط م.م
|
برچسب:
نویسنده: بهنام کمالی
تاريخ: دوشنبه
10 ارديبهشت
1403 ساعت: 15:13