خرید بک لینک
همین که شب از راه میرسد جانی خسته طمع نوشتن میکند میپرسم هان چه خبر است چه میخواهی چه داری ....مگر نوشتن آن هم این نیمه شب با تنی خسته با کلماتی داغون فایده دارد ...؟! کسی زیباتر از من چشمهایش را بر هم میزند و به آسمان اشاره میکند ماه تمام نیست فکر میکنم چه دارد ؟ زیر لب میگویم بیش از آنکه تمام شود بگذار صدایش بزنم و با آنچه کخ هست و نیست صدایش میزنم و با همین آهنگ دلم آرام میگیرد . + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۲/۰۴ ساعت 22 توسط م.م  | 

برچسب: نویسنده: بهنام کمالی تاريخ: دوشنبه 10 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:13

خدای من هر کجا بیشتر ترا بخواهم آنجا همان خانه ی دور میشود که روزی تجسم شد و در آن شور برپا شد انحا خیالم راحت هست که تمام پنجره هایش به سمت تو ست اگر هم مابین آنهمه آن یکی باشد آن نیز بیشتر از همه به تو نزدیک است لحطه های که باران نیزند عربی دلم را میگیرد خاطرات بارانی همه یکی میشود و آن همه در همان خانه حاضر میشود چه میخواستم که نشد و آنچه شد چه خوب شد همان خانه ی دور دلم را آرام میکند میدلنم پرنده ها میپرند ماه عوض میشود ولی دلم آرام است که مهمان آن خانه ی دور میزبانی بینظیر دارد مرا یادش است حتی در تمام گمنامی ها باز مرا ورق میزند و این ساده لوحی نیست وقتی افتادن عر برگ را تعبیری عاشقانه دارم باز ترا تعبیر کنم کخ اینجا هستی میخوانی میدانی و میشنوی و باز هستی خدایا برای بودن سپاس برای اینگونه بودن سپاس و اگر جور دیگر میشود بود که بهتر باشد مرا به همان حال راهنما باش راستی اهنگ وبلاگ را تغییر دادم حتما گوش کن

برچسب: نویسنده: بهنام کمالی تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:56

صفحه بندی